تبليغاتX
گره چهار گوش
 
گره چهار گوش

صفحه نخست   ::   آرشيو  ::   تماس با من   
 
The End

samaneh

دوست نداشتم این طوری بشه ، هرگز دوست نداشتم این طوری بشه ......

تک تک ِ پستهام رو خودم دیلیت کردم و تویی که وبلاگ مینویسی میدونی که چقدر سخته نوشته هایی که شاید ارزش چندانی ندارند ولی برای تو خیلی ارزشمندن رو با دست خودت پاک کنی یعنی چی ، میدونی بعضی کامنتها خیلی دوست داشتنی هستند ، اما تو نمیتونی برای یک بار دیگه هم که شده بخونیشون و نخونده حذفشون کنی یعنی چی ..............

بعد این همه مدت ، تو ذهنم دو تصمیم میچرخید ؛ یا اینکه دوباره شروع کنم به نوشتن یا اینکه خیلی شاد و شنگول و متفاوت خداحافظی کنم و برم .... اما حالا چه بخوام چه نخوام باید برم ! اونم این طوری با حذف همه چیز ..... خیلی با خودم کلنجار رفتم که حذف وبلاگ رو بزنم و کلا ً خودم رو خلاص کنم اما نتونستم ..... اگه نوشته ای نیست حداقل این صفحه ی یاسی که خیلی دوستش داشتم همین طوری بمونه ، اونم فقط برای دلخوشی خودم !

دیگه حرفی ندارم جز اینکه دوستتون دارم ، تک تکتون رو ....

* عکس بالا یه یادگاری خیلی خوب از دنیای مجازیه که حامد لطف کرد و امسال تابستون اسمم رو روی ساحل حک کرد ؛ ممنون ازت .



یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388-11:15 |   | سمانه | گروه  |لينک به نوشته