
روز مرا به چه کار می آید؟ روزها برای این آدم های روزمره خوب است:برای "من آنم که هیچوقت در زندگی هیچ جا دیر نرفته ام"ها!
دکتر علی شریعتی،کویر صفحه نخست
آرشيو
تماس با من
آرشيو وبلاگ
اسفند 1388
دوستان
آرشيو پيوندهاي روزانه
دوست نداشتم این طوری بشه ، هرگز دوست نداشتم این طوری بشه ......
تک تک ِ پستهام رو خودم دیلیت کردم و تویی که وبلاگ مینویسی میدونی که چقدر سخته نوشته هایی که شاید ارزش چندانی ندارند ولی برای تو خیلی ارزشمندن رو با دست خودت پاک کنی یعنی چی ، میدونی بعضی کامنتها خیلی دوست داشتنی هستند ، اما تو نمیتونی برای یک بار دیگه هم که شده بخونیشون و نخونده حذفشون کنی یعنی چی ..............
بعد این همه مدت ، تو ذهنم دو تصمیم میچرخید ؛ یا اینکه دوباره شروع کنم به نوشتن یا اینکه خیلی شاد و شنگول و متفاوت خداحافظی کنم و برم .... اما حالا چه بخوام چه نخوام باید برم ! اونم این طوری با حذف همه چیز ..... خیلی با خودم کلنجار رفتم که حذف وبلاگ رو بزنم و کلا ً خودم رو خلاص کنم اما نتونستم ..... اگه نوشته ای نیست حداقل این صفحه ی یاسی که خیلی دوستش داشتم همین طوری بمونه ، اونم فقط برای دلخوشی خودم !
دیگه حرفی ندارم جز اینکه دوستتون دارم ، تک تکتون رو ....
* عکس بالا یه یادگاری خیلی خوب از دنیای مجازیه که حامد لطف کرد و امسال تابستون اسمم رو روی ساحل حک کرد ؛ ممنون ازت .
یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388-11:15 | | سمانه | گروه |لينک به نوشته


